علي بن زيد البيهقي
مقدمه 1
معارج نهج البلاغة
بسم الله الرّحمن الرّحيم حجة الدين فريد خراسان أبو الحسن علي فرزند امام أبو القاسم زيد بيهقي ( 499 - 565 ) به خواهش جمال المحققين أبو القاسم علي حونقي نيشابورى به شرح نهج البلاغة و مشرح الفصاحة بنام معارج نهج البلاغة دست يازيده و در 13 ج 1 / 552 آن را به انجام رسانده و به كتابخانه نقيب عماد الدين أبو الحسن علي بن محمد بن يحيى بن هبة الله حسني علوى همانكه بيهقى لباب الانساب را برايش ساخته است ارمغان است ( بند شماره 6 و 21 و 162 و 2221 همين گزارش در همين چاپ ) أو خود را در آن « مصنف الكتاب » هم خوانده است ( بند 1997 ) . نيمه نخستين آن را در بيهق نيشابور در 9 ع 2 / 552 به پايان برده و نيمه دوم آن را روز سه شنبه همين تاريخ ( 9 ع 2 / 552 ) آغاز كرده ( بند 1579 و 1580 ) و در 13 ج 1 / 552 به پايان رسانده است . ( بند 2121 ) أو ميگويد كه من نهج البلاغة را در 516 نزد امام زاهد حسن بن أبو يوسف يعقوب احمد قارى كردى نيشابورى ( در گذشته 474 ) مؤلف البلغة در 438 خوانده أم و أو به خط خود در اين باره گواهى داده است . شعر اين پدر و پسر هم در آن هست ( بند 6 ، 22 ، 23 ) و أو آن را از شيخ جعفر درويستى شنيده و خودم همه آن را از پدرم امام أبو القاسم شنيده و أو هم از همين شيخ جعفر اجازه گرفته است ( بند 6 ) . أو از استاد خود امام أبو جعفر مقرى هم ياد مىكند ( بند 53 ) . أو با اينكه از گزارش و برى خوارزمى بارها بندهائى ميآورد مى گويد « و لم يشرح قبلي من الفضلاء السابقين هذا الكتاب » ( 12 ) و « انا المقدم في شرح هذا الكتاب » ( 13 ) باز ميگويد كه أبو القاسم علي بن حسن حونقى نيشابورى گزارش آن را از من درخواست و من چون كار را دشوار ميدارم از آن سرباز زدم ( 16 ) و يكى از دانشمندان بيهق نيز آن نشدنى و ناكردنى پنداشته بود ( 19 ) . أو در آن گفته كه در گل جوانى أم بود كه من پاره هاى سروده ها عربهاى ديرينه جاهلى را با دو بار شنيدن حفظ مى كردم و در روزگار ما در نيشابور حكيمى بود كه كتابي در اصفهانى عاريت گرفت و ده بار آن را خواند و بدان نگريست و آن را از بر كرد و به نيشابور آمد و از حفظ آن را نوشت و دو نسخه را با هم سنجيدند چندان جدايى از هم نداشته اند . ( 140 ) در اينجا است كه أو داستان نيروى حفظ علي بن منتجب الملك محمد بن أرسلان را مى آورد ( 137 ) و داستان سه تيزهوش ديگر را ياد مىكند ( 138 ) . أو در آن ياد مىكند از خوابى كه در يكم رمضان 531 پيامبر را ديده است كه مى گفت هر كه در آنچه نمى داند « نمى دانم » گفت از همه دانشمندتر است ( 1997 ) . أو در آن مى گويد ( 834 ) « قول عالم ربانى و حكيم الهى » و در اينجا بندى از گفتار افوطينوس را درباره خلسه اش را مى آورد .